تا به حال این طوری فکر کردی؟؟؟!!!!

آیا می دانید؟

بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.

اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه

این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!

مادرتون رو دوست داشته باشید...

زیباترین فرد روی زمین..

بهترین منتقد ما...

و قویترین حامی ما...

"مادر"

روز ولادت حضرت فاطمه(س).....روز مادر....و روز زن رو به همه ی شما خانم های خوب و مهربون و مادر های فداکار مخصوصا" مادر مهربونممادر شوور عزیزمو زندایی خوبمتبریک می گم و آرزوی بهترین ها رو براتون دارم.....

 

 

 

 

 

از 13 تا 22 اردی بهشت بر محبوبه و شوور چه گذشت؟؟؟!!!!!!(قسمت سوم و آخر!!!!!)

خب میریم به سراغ ادامه ی سریال کشکی مون...قبل از این که بریم به سراغ ادامه ی سفر تو کلاردشت میخوام براتون از تولدم عکس بذارم که خودم خودمو تحویل گرفتم و رفتم برای خودم کیک خریدم...یه کیک خوشمزه ی کم خامه به شکل شخص شخیص بادمجون خان...

این گلدون گلی رو هم که مشاهده می فرمایید مادر شوور جانمان برایمان به مناسبت تولدم خریده است!!! بادمجون جان از نمای بالا!!!یا به قول معمار جماعت دید از پلان!!!!

خب کجا بودیم.....خرم و شاد و شنگول رسیدیم به کلاردشت اما هنوز محو با نمکی این دوچرخه ی عظیم الجثه بودیم که......(هنوز آدمک روش نیمه کاره بود به خاطر همین رونمایی نشده بود!!!و پلاستیک پیچش کرده بودن...)اما در کل من و شوور عاشقش شدیم!!!عاشق اون دیگ و جک دوچرخه اش هستم

 دیدیم که ماشین عزیز مون به پرت پرت افتاده و به قول معروف داره سه کار میکنهمنم که خوشبین!! رو به شوور میگم:تو زیادی حساسی هیچیش نیست!!!شوور هم رو به من:نه بابا!!!اصلا" ماشین گاز نمیده آخه چرا اینجوری شده این؟؟؟!!!سرتون رو درد نیارم عزیزای دل به چند تا تعمیرگاه مجاز و غیر مجازرفتیم اما از اونجایی که مدل ماشینمون خیلی بالاست هیشکی ازش سر در نیاورد و آخرین جایی که رفتیم بهمون آدرس یه تعمیرگاه رو دادن تو نشتارود!!!بله....ما باید این همه راه رو برمی گشتیم پایین و می رفتیم تعمیرگاه...آخه بهتر از این هم امکان داره اتفاق بیفته؟؟!!!!حالا این همه راه رو رفتیم و رسیدیم نشتارود اون تعمیرگاهی که بهمون آدرسش رو داده بودن علت خرابی ماشین رو فهمیدن اما قطعه ی مورد نظر رو نداشتن به خاطر همین زنگ زدن  که از رامسر برامون با آژانس بفرستن!!!منو میگی عینهو برج زهر مار بودم و شوور جرات نمیکرد بیاد طرفمخلاصه کم کم اومد جلو و با حرفهاش منو آروم کرد و یه خورده بهتر شدم....دیگه کم کم داشت غروب میشد که ماشینمون آماده شد و بازم به طرف کلاردشت راه افتادیم!!!این عکس رو از پیش تعمیرگاه اولی گرفتم...من عاشق این گلم..فکر کنم اسمش بابونه باشه...

بذارید از کلاردشت براتون بگم:همونطور که از اسمش پیداست یه دشته...یه دشته خیلی وسیع  و زیبا که دور تا دورش رو تقریبا" جنگل های انبوه پوشونده و تا دلتون بخواد هم تو این شهر ویلا سازی شده به قول معروف یه شهر کاملا" توریستیه...من که خیلی از این شهر خوشم اومد...ورودی شهر کلاردشت:

نمای کلی از شهر:

خلاصه بدو بدو رفتیم ویلا و بعد از آشنا شدن با سرایدار اونجا تو ویلا مستقر شدیم...بعد از اینکه وسایلمون رو تو ویلا گذاشتیم رفتیم بیرون که برای شام خرید کنیم...شام قرار بود کباب بخوریم...اونم کباب گوسفند چرب و چیلی ....اینم عکسهای مرحله به مرحله اش تا.....

در نظر داشته باشید که این همه کباب برای دو نفره!!! و ما دو تا شکمو همش رو خوردیم!!!البته به زور و بلا.....یعنی آخر سر این معده ی بدبخت داشت منفجر میشد....

هوراااااااااااااااااااااااا....بالاخره آماده شد....حمله!!!!!!!!!!!!اما مدیونید فکر کنید پلو رو هم تا تهش خوریدم چون نخوردیم و کلی زیاد اومد!!!

شب هم با صدای بلبل یا قناری(مطمئن نیستم!!!)خوابیدیم و بیدار شدیم!!!نمیدونم این حیوون خدا خسته نمیشد اینهمه چهچه زد؟؟؟!!!!!!!!!!!!!صبح هم با خانم و پسر سرایدار ویلا رفتیم به یه جای دیدنی و قشنگ تو کلاردشت به نام:رودبارک!!!عکس از حیاط ویلا:

دیدی که حیاط ویلا به کوه ها و جنگلهای اطراف داشت:

هنر عکاسی محبوبه خانم!!

این هم چند تا عکس از منطقه ی زیبای رودبارک

و باز هم گل کردن این هنر(عکاسی)در وجود محبوبه باجی...!!!!!!!!!!!!!!

خب دیگه بعد از اینکار هم کم کم راه افتادیم که بیایم خونمون!!!!چند تا عکس هم از مسیر برگشت براتون میذارم و ما رو به خیر و شما رو به سلامت!!!!ایشاا.. شما هم برید به این شهر قشنگ و کلی حالش رو ببرید....

نمیدونم چرا هر چی به طرفشون میرفتم اونها هم عقب عقب میرفتن؟؟؟!!!!

و این هم ماهی هایی که شوور بعد از سفر کلاردشت صید کرد!!!!


پ.ن:عزیزانی که به قول خودشون اینترنتشون زیر خط فقرهبه بزرگواری خودشون منو ببخشن چون دلم نمیومد سایز عکس ها رو کوچیک کنم یا تعداشون رو کم کنم....بازم به قول خودم خیلی هنر کردم که اینقدر مختصر و مفید نوشتم!!!!!